حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

194

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

تمامى قلاع و استحكامات نزاريان در اين مناطق را كه به صد قلعه مىرسيد ، تصرف كنند . اين كار انجام شد و تمامى قلعه به جز قلعهء گردكوه و لمبسر ، تسليم شدند . اين قلعه‌ها شامل بسيارى گنجينه‌ها و اشياى قيمتى و آلات و ادواتى بود كه نزاريان در طول دو قرن جمع‌آورى كرده ، از آنها محافظت مىكردند ؛ اينك مغولها همه را مصادره ، آن‌گاه تمامى قلعه‌ها را با خاك يكسان كردند . در قلعه لمبسر ، خاندان حكومتى - اگر اين تعبير صحيح باشد - متشكل از نزديكان ركن الدين خور شاه و گروهى از پيروان او اطاعت امر نكردند و تسليم نشدند و به مدت يك سال مقاومت نمودند و هيچ چيز در ارادهء آنان خللى وارد نكرد ، مگر شيوع بيمارى و با كه بسيارى از آنها را از پاى درآورد و باقى را مجبور به تسليم كرد . اين‌چنين بود كه قلعهء لمبسر تسليم شد . اما در قلعهء گردكوه وضع به گونهء ديگرى بود . ساكنان اين قلعه به‌طور قاطع ، تسليم شدن را رد كردند و ظاهرا به مدت بيست سال در اين قلعه پناه داشتند و شجاعانه با مغولها جنگيدند و در مقابل يورشهاى آنان مقاومت كردند . وقتى هلاكو كار اين قلعه را تمام كرد به همراه ركن الدين خور شاه به سمت بزرگ‌ترين قلعهء نزاريان يعنى قلعهء الموت به پيش رفت . وقتى به اين قلعه رسيد ، ركن الدين خور شاه را به آن‌جا فرستاد تا ساكنان قلعه را وادار به تسليم كند . اما رئيس قلعه تصميم گرفت مقاومت كند و چند روزى به دفع حملات مغولها پرداخت . پس از آن هلاكو تصميم گرفت كه يك ارزيابى از ميزان افراد موجود قلعه به عمل آورد و مجددا آنها را به تسليم شدن دعوت كند . هلاكو اين بار موفق شد و رهبر قلعه به زير آمد و خود را تسليم كرد . آن‌گاه مغولها وارد قلعه شدند و آنچه را باقى مانده بود غارت كردند .